درباره نویسنده
مونسم خدا
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • آلودگی صوتی
  • مونسم خدا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • مخالفت با میراث معنوی به بهانه ی میراث فرهنگی!
  • چاه مکن بهر کسی!!!
  • ۱۳٩٠/۸/٢۸
  • در ستایش قانون گریزان
  • ترجیح منافع بر وضع مطلوب ...
  • مقصران دزدی بزرگ در نظام بانکی کیستند؟!
  • فرق است میان تو و آنان ...
  • - آقا سر راهی برو کنار.
  • حمله ی دشمن از سوراخ لوله آفتابه!
  • 10 عمل مبتذل ایرانیان !!
  • چند نکته....
  • دست از سر «حجاب و عفاف» برداریم!!!
  • خورشت مرغ و آلو، با چاشنی حماقت!!!
  • حجاب و عفاف و کوزه ی کار فرهنگی...
  • تشکیل حکومت اسلامی قبل از امام زمان (عج)
  • یا عاقبت اصرار بر گناه
  • وقتی معیار سنجش مطبوعات، در انتشار و توزیع منظم خلاصه می شود!
  • چند نکته...
  • خدایا....
  • ...
  • حرمت مدافعان حریم ولایت
  • قرار بی قراری ها...........
  • نکاتی در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین
  • کدامیک اشتباه بزرگی کردند؟ سعید تاجیک یا اکبر هاشمی رفسنجانی؟
  • سیاه‌نمایی، از نوع مکتوب
  • واقعه یا فاجعه!!؟
  • دو تیتر در کنار هم هردو در باب اخلاق
  • سلام
  • سلام
  • دیوار حیا
دوستان من
  • مي رسد يوسف فاطمه(س) از راه
  • امام علی (ع) و حقانیت او
  • درختان ایستاده می میرند!
  • «::مختش::»
  • قرآن دوست همیشگی من
  • قلم و اطلاع رسانی آزاد
  • آخرین گلبرگ گل یاس
  • تنهای تنها (رفیق خدا)
  • <صبح صادق>
  • كجائيد ياران كجائيد
  • يك دو قدم دورترك...
  • در انتظار ظهور آقا
  • نا محرم ( سلوک)
  • فریادی در سکوت
  • ما هيچ ، ما نگاه
  • ... کوهنوردی و
  • ستاره ي شب
  • !صدای سکوت
  • عاشق المهدي
  • انتظار خورشيد
  • در حضور حي
  • پیام گل سرخ
  • جزیره مجنون
  • نجواي شبانه
  • سیب خوشبو
  • یــــــــا کریم
  • شمس آفاق
  • راه آسماني
  • رقص اشك
  • هنگامه دل
  • گوهر کمال
  • سرزمين نور
  • انتهاي افق
  • صبح سفید
  • ثریای فراق
  • ساده گفتن
  • چند لحظه
  • بازي بزرگان
  • مونــــس
  • سرود دل
  • گل انتظار
  • :: عبور::
  • روشني
  • حوريب
  • وسطی
  • آواز رود
  • شهرماه
  • نقاب
  • فرقان
  • لبیک
  • منهاج
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



الا ای عشق لبیک
مخالفت با میراث معنوی به بهانه ی میراث فرهنگی!
نویسنده: مونسم خدا - ۱۳٩٠/۱٠/۱۸


جریان نرم و خزنده ی حامی تفکر به خاک سپاری فرهنگ ایثار و شهادت، در شهر انار جان گرفت.

پیش از این با پیگیری های امت حزب الله انار و درخواست دفن شهید گمنام در این شهر، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کشور با دفن یک شهید گمنام در شهر انار موافقت کرد و مراحل انتقال شهید انجام و مقرر گردید، شهید در پارک جنب ارگ ساسانی انار به خاک سپرده شود و بنای یادبودی بر آن احداث گردد.

این موضوع در شورای شهر انار مصوب شد اما، متاسفانه کسانی که از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بیم دارند و با دفن شهدا در سطح شهر و دانشگاه مخالفند، این بار میراث فرهنگی را بهانه کرده و از ساخت حرم مطهر شهید گمنام در حریم ارگ ساسانی ممانعت به عمل آوردند.
یک روز در مشهد گفتند استخوان های شهدا را که به شهرها می آورند، سلامت محیط زیست تهدید می شود! امروز در انار می گویند، میراث کهن در خطر است! معلوم نیست این بهانه ها تا کی می خواهد ادامه داشته باشد؟
جوانان حزب الله انار کجا هستند؟ امام جمعه ی انار به میدان بیاید و از حق مطلب دفاع کند.مردمی که در تشییع شهید گمنام  در انار مشارکت بی نظیر نموده اند، حرمت این ارزش معنوی را مطالبه کنند.
به راستی اگر جان فشانی شهدا نبود، امروز اثری از میراث قدیم داشتیم؟ اگر رشادت های دلاوران رزمنده و شهدا نبود، آیا وضعیت کشور ما از عراق و افغانستان بدتر نبود؟
دفن یک شهید گمنام در پارک جنب یک بنای تاریخی چه مغایرتی با حفظ میراث کهن دارد؟
نگاهی به رسانه های ضد انقلاب در فضای مجازی نشان می دهد که چگونه برای تهاجم به ارزش ها این گونه اخبار را رصد می کنند و با آب و تاب به آن می پردازند.
شورای شهر و شهردار انار چرا منفعل رفتار می کنند؟نفوذی ها در شورای شهر انار چه می کنند؟

 

نظرات ()



چاه مکن بهر کسی!!!
نویسنده: مونسم خدا - ۱۳٩٠/٩/٢٧

سلام..

عکس اول،  وبلاگی که فکر می کند سایت است!!!!!!

 

 

عکس از مطلبی است که جهت تمسخر یکی از سایتهای خبری کرمان نگاشته شده است...

و اینک..

 

 

و اما این عکس مربوط به امروز می باشد... با توجه به گذشت 11 هفته از سالگرد هفته دفاع مقدس هنوز به روز رسانی نشده با توجه به اینکه بعد از آن مناسبتهایی چون عید قربان و غدیر رو پشت سر گذاشتیم و همچنین در ایام محرم الحرام به سر می بریم چیزی در مورد این مناسبتها به چشم نمیخورد .. و در پایین که مطلب گویای همه چیز است...

 

 جا دارد توصیه این سایت را به دیگران به خودش یادآوری کنیم...

یک دوره کلاس‌های انشای اول تا پنجم دبستان را تکرار کنید برای مخاطبان‌تان مفید است!+تصویر:چند کتاب پیشنهادی

 

نظرات ()



 
نویسنده: مونسم خدا - ۱۳٩٠/۸/٢۸

 

مسؤولیتهای والا در نظام جمهوری اسلامی، کاسبی و سرمایه نیست
مسؤولیتهای والا در نظام جمهوری اسلامی، کاسبی و سرمایه نیست که انسان برای اداره‌ی دنیای خود به دنبال آن برود. مسؤول نظام جمهوری اسلامی حق ندارد به اعیان و اشراف و پولدارها نگاه کند و زندگی خود را با آنها بسنجد؛ حق ندارد خود را با نظایر و اشباه خود در حکومتهای طاغوتی بسنجد. آری؛ در دستگاههای طاغوتی، یک وزیر، یک مدیر کل و یک رئیس، از زندگیهای آن‌چنانی برخوردارند؛ ما هم امروز بیاییم و خود را با آنها بسنجیم و بگوییم ما هم وزیر و مدیریم!؟ نه؛ در نظام اسلامی این‌گونه نیست. در نظام اسلامی، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است.
بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی 21 رمضان 16/9/80

نمایندگان مجلس تنها وامدار قسمی باشند که خورده اند
وامدار کسی نباید بود؛ فقط وامدار آن سوگندی که خورده‌اید، باشید. آن سوگند هم سوگند حقیقی است؛ یعنی قسمی شرعی است که اگر نقض شود، یقیناً خلاف شرع انجام شده است و پیش خدای متعال مسؤولیتهای سنگینی هم برای انسان دارد.
بیانات در دیدار با نمایندگان دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی 29/3/79
در دوز قیامت از هر نشست و برخاست نماینده مجلس سوال خواهد شد
عزیزان من! خدای متعال از هر ساعتِ عمر شما در مجلس، از هر تصمیم‌گیری شما، از هر نشست و برخاست شما - که اکنون مهم شده است - سؤال خواهد کرد. تا چندی پیش، شما می‌نشستید، برمی‌خاستید؛ حرکت و گفتار شما تأثیری نمی‌گذاشت؛ اما امروز شما یک کلمه حرفتان، یک نشست و برخاستتان، یک دست بلند کردن و موضعگیریتان مؤثّر است. این یک امکان است و این امکان با خودش مسؤولیت سنگینی را می‌آرود. در درجه‌ی اوّل هم خدای متعال از ما سؤال می‌کند.
بیانات در دیدار با نمایندگان دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی 29/3/79

در برخی از اشتباهات امکان توبه وجود ندارد
برادران عزیز! بعضی از کارها توبه دارد، بعضی از کارها توبه هم ندارد؛ چون اصلاحش ممکن نیست. شما ببینید در قرآن کریم بعد از «الاّ الّذین تابوا»، در موارد متعدّدی دارد: «و اصلحوا».گاهی توبه نسبت به کار شخصی ماست. در مسائل فردی، کار اشتباه و غلطی از ما سر می‌زند، بعد هم به خدای متعال عرض می‌کنیم: پروردگارا! اشتباه کردیم، غلط کردیم. این تمام می‌شود و می‌رود. یک وقت است که این کار در صحنه‌ی جامعه تأثیر می‌گذارد؛ واقعیتی را به وجود می‌آورد یا از بین می‌برد؛ توبه‌ی این، به این است که آن را اصلاحش کنیم. مگر ممکن است همیشه اصلاح کرد؟ مگر در همه‌ی موارد ممکن است آبِ رفته را به جوی بازآورد؟ لذا بسیار باید دقّت کرد.
بیانات در دیدار با نمایندگان دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی 29/3/79

در کار سیاسی محرمات شرعی باید به توانِ دو مورد توجّه قرار گیرد
این‌که ما می‌گوییم سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست - که مرحوم مدرّس حرف درستی زد و امام آن را تأیید کرد - معنای واضحی دارد؛ اما یک روی دیگرش این است که سیاست ما باید دیندارانه و پرهیزگارانه باشد. هر کار سیاسی‌ای خوب نیست. بعضی کسان هستند که به کار سیاسی، فقط مثل یک کار سیاسی‌ای که هیچ گرایشی به دینداری ندارد، نگاه می‌کنند. هدف این است که این کار، سیاسی پیش برود. این درست نیست؛ کار سیاسی باید متدیّنانه باشد. همه‌ی چیزهایی که در شرع حرام است، به توانِ دو در کار سیاسی باید مورد توجّه قرار گیرد و معتبر شمرده شود. کار سیاسی باید به دور از بی‌پروایی باشد.
یانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت 5/6/80

امروز در این کشور «عبداللَّه‌بن‌ابی»هایی منافق وجود دارند
عزیزان من! اگر ما در داخل متّحد و منسجم باشیم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صمیمی باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجی هیچ تأثیر سوئی نمی‌تواند بگذارد و هیچ اقدامی نمی‌تواند بکند؛ اما متأسفانه در داخل، ایادی دشمن هستند. امروز در این کشور «عبداللَّه‌بن‌ابی»های منافق هستند؛ کسانی که حتی یک روز حکومت امام و حکومت نظام اسلامی را از بن دندان قبول نکردند! در زمان پیامبر، یکی از منافقان بسیار فعال، «عبداللَّه‌بن‌ابی» بود که با یهودیها و کفّار قریش و جاسوسهای امپراتوری روم می‌ساخت و از هر وسیله‌ای استفاده می‌کرد، برای این‌که شاید بتواند حکومت پیامبر را از بین ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آن‌که پیامبر به مدینه بیاید، او تصوّر می‌کرد که در آینده، رئیس و حاکم و پادشاه مدینه خواهد شد! پیامبر در واقع مقام او را از او سلب کرده بود. امروز در این کشور «عبداللَّه‌بن‌ابی»هایی هستند؛ کسانی که خیال می‌کردند اگر انقلابی در این کشور رخ دهد، حکومت وقف آنها و متعلّق به آنهاست. کسانی که نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات دینی را قبول داشتند. پیامبر با «عبداللَّه‌بن‌ابی» خوشرفتاری کرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامی هم با اینها خوشرفتاری کرد و به مجازاتشان نپرداخت. اینها امروز به برخی از پدیده‌هایی که دست دشمن در آنهاست، می‌نگرند؛ خیال می‌کنند فرصتی پیدا کرده‌اند که به نظام اسلامی ضربه بزنند. فعّالیتهای منافقانه‌ی خودشان را می‌کنند، به این امید که بین مسؤولان اختلاف باشد؛ به این امید که بین مردم اختلاف باشد؛ به این امید که جوانان رابطه‌شان را با نظام اسلامی قطع کنند؛ به این امید که جوانان با دین قهر کنند!
بیانات در دیدار با جوانان در مصلّای بزرگ تهران

نظرات ()



در ستایش قانون گریزان
نویسنده: مونسم خدا - ۱۳٩٠/۸/٩

 

سریال ستایش تمام شد و قانون گریزی را در ذهن جمعی از مردم ایران، زیبا و دوست داشتنی نشان داد.

 

۱- شخصیت اصلی داستان که دوست داشتنی هم بود، در تمام طول داستان در حال فرار از قانون بود. از نظر شرعی و قانونی او خلاف کار بود، ولی ماه ها مردم ایران برایش دل سوزاندند و دعا کردند که بتواند از شر قانون خلاص شود.

 

۲- شخصیت منفی و منفور داستان هم در نقطه مقابل همین دل سوزاندن است. هر چقدر که او بد باشد، ولی حق شرعی و قانونی او بوده که نوه ها را داشته باشد. اما چون پولدار است، آدم بدی است و چون آدم بدی است، باید حقوق قانونی و شرعی اش را هم از او دریغ کرد.

 

۳- حالا این وسط، همه آنهایی که جای ستایش را به مجریان قانون گفته اند، آدم فروش هستند و همه پلیس ها، آدم بد! در مقابل، معتادی که به کمک قانون گریزان می آید، در امتحان الهی پیروز شده است.

 

۴- در ابتدای داستان، برادر ستایش به دنبال فرار از قانون بود. او برای فرار از سربازی در دوران دفاع مقدس، حاضر به فرار از ایران شد و دل ما برایش تپید تا بلکه بتواند فرار کند؛ که نشد. حالا این دلسوزی ما، چه نسبتی با علاقه مان به شهدایی دارد که در همان زمان به سمت مرزهای عراق حرکت می کردند، والله عالم.

 

۵- مرزداران ایران بسیار آدم های ظالمی هستند که باعث مرگ برادر ستایش شدند. خب مگر چه اشکالی داشت که یک جوان ترسو و قانون گریز (که حالا ما به او علاقه مند شده ایم) به صورت قاچاق از مرز می گذشت؟

 

۶- راستی! قاچاق چی ای که کمک کرد تا برادر ستایش را از مرز رد کند هم آدم خوش قول، دوست داشتنی و قابل اعتمادی بود!

 

۷- شوهر ستایش، برای ازدواج با دختر دلخواهش، قید پدر و مادر را زد. این درس مهمی است که جوانان امروز ما سخت نیازمند آن هستند!!! البته این ماجرا ریشه در اعماق خانوادگی این فیلم داشته است. در انتهای داستان دانستیم که مادر ستایش هم دقیقاً همین خلاف را مرتکب شده بود.

 

۸- ترجیع بند سریال ها و فیلم های مذهبی و غیر مذهبی ما هم که دوستی آشکار و پنهان دختران و پسران با هم است. ستایش، آن موقع که با شوهر آینده اش نامحرم بود، با خیالی آسوده به خانه آنها می رفت و شوهر آینده اش چه کار خوبی می کرد که دختر نامحرم را در اتاقش (در گوشه باغ) راه می داد و گاهی با او خلوت می کرد. و چه خوب تر که از پدر و مادرش پنهان می کرد.

 

ممکن است مسئولین بفرمایند که با فلان جمله و سکانس و دکور و غیره و ذلک نشان داده ایم که این کارها چقدر بد بوده اند. اما این ها اصلاً مهم نیست، مهم آن اثری است که روی مخاطب این فیلم گذاشته شد.

 

حالا هی سخنرانی کنید که مردم قانون را، حتی اگر به ضرر آنها بود بپذیرند… هی در فضیلت عدالت حرف بزنید… هی آرمان های انقلاب را شعاربدهید… هی تخلف از آرمان ها را فیلم کنید

منبع : ریز

=======

 

رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) ۱۲ خرداد سال ۱۳۶۰ در جمع کارکنان روزنامه کیهان به تبیین رسالت مطبوعات در نظام اسلامى پرداختند و در بخشی از سخنانشان موضوع مهم "غش در تیتر زنی" را مطرح کردند.

ایشان با اشاره به امکان وجود غشّ در تعیین تیترها، خطاب به حاضران عنوان کردند: اخبارى که می نویسید، تیترهایى که هست، اینها را که در روزنامه‏ ها آدم می بیند، می فهمد که این تیتر از کجا پیدا شده است، با چه مقصدى این را گذاشته‏ اند.
و گاهى آدم بعد که می خواند، می بیند مسأله این طور هم نبوده است؛ تیترش یک جور دیگر است، مسأله‏ اش یک جور دیگر!
همه مردم نمی توانند همه روزنامه را تا آخر بخوانند، این تیترها را نگاه می کنند می بینند در تیترى که هست، چه فسادى واقع شده است یا چه صلاحى واقع شده است. اما آدم وقتى خود متن را می خواند، می ‏بیند مسأله این طور نیست که این در تیتر هست. باید توجه کنید که این یک غِشّى است براى مسلمین که انسان در تیتر یک چیزى بنویسد و محتوا آن جور نباشد.

تیتر نه به آن تندى باشد که- مثلًا در این تیتر هست، و نه به آن عظمت باشد که در این تیتر هست. این یک نحو غشّ است براى مسلمین. همان طورى که یک کاسبى روى متاعش یک چیز خوبى قرار می دهد، روغن را روى آن یک مقدار روغن خوب می ریزد [اما] آخرش فاسد است و این حرام است و غش است، همین طور چنانچه روزنامه این طور باشد که انسان تیترها را که نگاه کند ببیند این روزنامه خیلى روزنامه خوبى است یا مسائلى هست، مسائل مهمى مطرح هست، از آن طرف، کسى را انتقاد می کنند که این آدم خبیث است، این طور است، اما وقتى آدم می ‏رود [متن را] نگاه می کند، می بیند مسأله این طورها هم نبوده است یا اگر بوده، به این شدت نبوده است.
این یک نحو غشّى است که شما با قلم هایتان‏ می کنید. همان طور که این فروشنده روغنِ رو و زیرش با هم فرق دارد و غشّ است و حرام، این هم که تیترش با واقعش مخالف است، این هم غشّ است و حرام.

 

=======

 

در مورد دولت، خوب، این اشکالاتی که شما گفتید،‌ ممکن است بعضی‌اش وارد باشد؛ منتها باید جمع‌بندی کرد. من این را بارها گفته‌ام؛ اثبات و نفی ما نسبت به اشخاص،‌ ناشی است از جمع‌بندی‌ای که ما نسبت به این آدم یا نسبت به این دولت یا نسبت به این جریان داریم. این به معنای این نیست که هیچ نقطه‌ منفی‌ای در این جائی که ما داریم تأییدش می‌کنیم،‌ نیست؛ خوب، چرا، نقطه‌ منفی هم هست؛ منتها من وقتی مقایسه می‌کنم بین آن نقطه‌ منفی و آن نقاط مثبت،‌‌‌ می‌بینم که آن نقاط مثبت ترجیح پیدا می‌کند. خوب، نتیجه جمع‌بندی می‌شود این. به نظر من باید اینجوری عمل کرد. شما هم تذکراتتان را بدهید. اگر منکری می‌بینید، نهی از منکر کنید؛ اگر چنانچه معروفی هست که زمین مانده، امر به معروف کنید؛ اما این موجب نشود که آدم این منکر را یا این نقطه منفی را بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند، یا فرض کنید که فاصله ایجاد شود، یا تعارض کند، یا تخریب کند؛ کمااینکه بعضی‌ها هم همین‌جورند. از همه جا به بنده مراجعات گوناگون هست؛ بعضی می‌آیند یک نقطه‌ منفی را در یک شخصی،‌ در یک دولتی می‌گیرند، آن را مستمسک و دلیل قرار می‌دهند برای اینکه باید با او معارضه کرد، باید با او مخالفت کرد، باید با او دشمنی کرد، باید چه کرد. این درست نیست؛ باید جمع‌بندی کرد؛ بله، این اشکالات، برخی هست؛ برخی کوچک هم نیست، ممکن است بزرگ هم باشد؛ منتها در عین حال باید در جمع‌بندی ملاحظه کرد، دید که این جمع‌بندی نتیجه‌اش چه می‌شود. به نظر ما در این جمع بندی، آن نقاط مثبت غلبه دارد بر نقاط منفی. آنی که ما تا حالا فهمیدیم، این است. خوب، دارد کار می‌شود، دارد زحمت کشیده می‌شود،‌ دارد شعارهای انقلاب گسترش پیدا می‌کند؛ اینها چیزهای خوبی است؛‌ اینها چیزهایی است که کشور به اینها احتیاج دارد؛ اگرچه چیز منفی‌ای هم ممکن است باشد و هست. 

 

=======

أدنی الکُفر أن یَسمَعَ الرَّجُلُ مِن أخیهِ الکَلِمَةَ فَیَحفَظَها عَلَیهِ یُریدُ أن یَفضَحَهُ

بها کمترین کفر این است که انسان از برادرش سخنی بشنود و آن را نگه دارد تا او را با آن سخن رسوا کند.

پیامبر رحمت (صل‌الله علیه و آله)  وسایل الشیعه ج17 ص211

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »